|
ادبیات فارسی | ||
|
درس 9 وصف ابر خودآزمايي صفحه ي 72 1- ابر پراكنده حجيم و بزرگ و سياه و درحال حركت بودن تكه هاي ابر بر آسمان آبي رنگ 2- ابر به راي عاشقان و طبع بيدلان ، سيلاب خروشان ، غباري معلق ، فيلان پراكنده ، گرد زنگار ، موي سنجاب ، جوجه هاي سيمرغ (بچگان عنقا) ، چندن سوهان زده ، عبير بيخته، دودي برخاسته از آتش .../ آسمان به آب ساكن ، صحرايي آبي رنگ ، آيينه ي چيني ، ديباي پيروزه گون و درياي سبز، لوح پيروزه و صفحه ي مينا . در اين تشبيهات تصوير ابرها مثل فيلان پراكنده ، و جوجه هاي عنقا و هم چنين تصوير آسمان به صحرا و دريا به خاطر وجه شبه روشني كه دارند ، زيباتر است . 3- ويژگي زباني : كثرت لغات فارسي و كمي لغات عربي سادگي زبان ، كهنه ومهجور بودن بعضي از لغات مثل عبير بيخته و مغبر - ويژگي فكري : واقع گرايي و توصيفات عيني و محسوس روح شادي و نشاط - ويژگي ادبي : به كار بردن استعاره ، تشبيه هاي حسي و ملموس بسيار زيبا ، آرايه هاي ادبي طبيعي و ساده و قافيه ي ساده . 4- مصراع اول تيرگي مصراع دوم روشني و سفيدي 5-مفاعیلن 4 درس 10 میلاد پیغامبر خودآزمايي صفحه ي 76 1) الف: ايجاز و اختصار ب: آوردن ((ي )) استمرار در آخر فعل پ: كوتاهي جملات ت : كمي لغات عربي ث : كهنگي لغات ج: آوردن دوحرف اضافه براي يك متمم 2) يعني در ميان تمام اعراب جست وجو كرد و هيچ كس را برتر وآگاه تر از عبدالمسيح نيافت . 3) تكرار فعل ((كردندي )) در پايان جملات : .... و با اين اشتران بختي جنگ كردندي و اين بختيان را به هزيمت كردندي . تكرار فعل هاي ((برود)) و ((بماند)) در پايان جملات : مملكت عجم به دست او افتد و به دست او مي رود و چون او برسد به دست خليفتي از آن او برود و به دست مسلمانان بماند ، اما اكنون تا چهارده سال در دست نوشروان بماند . 4) الف : او نماز عصر را گزارد (به جا آورد) ب: او وامهايش را به بانك گزارد (پرداخت كرد ) پ: نصراله منشي كليله و دمنه را از عربي به فارسي گزارد (ترجمه كرد ) ت: تا تعبير خواب من و آنِ موبدِ موبدان ، تعبير هردو بگزارد (تعبير كرد). 5) ديدن ايوان مداين ، پايتخت ساسانيان و خرابه هاي آن / ص انوشروان به خواب اندر چنان ديد ... آن كوشك او را بسوختي . يا / ص گفت : يا عبدالمسيح تو را ملك نوشروان ... درس 10 جوانی خودآزمايي ص 78 1- الف) حذف فعل به قرينه ي لفظي و معنوي :( مرگ نه به پيري بود نه به جواني)- (بود) لفظي ب) آوردن تمثيل در نثر مانند تمثيل خياط و پير خميده قامت . 2- براي تفهيم وتبيين بهتر نوشته ي خويش و بدل كردن يك امر معقول به محسوس ( اين كه انسان خواه ناخواه پير مي شود و مرگ به سراغ او مي آيدو محكوم به مرگ است بنابراين بايد قدر جواني و دوران عمر را بداند. ) 3- داستان اول : درزي در كوزه افتاد - داستان دوم : اي شيخ اين كمانك به چند خريده اي ؟ 4- بر اساس توانايي خود از جواني ات بهره مند شو. ( استفاده مطلوب از دوران جواني )
درس 11 بوی جوی مولیان خودآزمايي ص 85 1- رسيدن ، گذشتن ، 2- ميرماه است ( تشبيه بليغ اسنادي ) ميرسرواست (تشبيه بليغ اسنادي ) سراهايي ديدند هر يكي چون بهشت اعلي ( تشبيه غير بليغ ) نصربن احمد (مشبه )واسطه ی عقد (مشبه به ) 3- تابستان به سمرقند رفتي يا به شهري از شهرهاي خراسان (رفتي ) - و ازش بسيار توان خورد به سبب مائيتي كه در اوست و انواع ميوه هاي ديگر همه خيار (بودند) ... زيرا كه صميم دولت سامانيان بود و جهان آباد (بود) - هوا خوش بود و باد سرد ، نان فراخ ، ميوه ها بسيار و مشمومات فراوان . 4- الف: در تاريخ بيهقي تكرار فعل زياد مي بينيم ولي در اين قسمت متن تكرار فعل وجود ندارد . ب: لغات به كاربرده شده مشكل تر از نثر بيهقي است . - پ : در تاريخ بيهقي كهنگي لغات ديده مي شود در حالي كه در چهار مقاله كهنگي لغات ديده نمي شود . - ت : در تاريخ بيهقي سجع وجود ندارد درچهار مقاله سجع طبيعي است . 5- اي بخارا شاد باش و دير زي مير، زي تو شادمان آيد همي زي : در مصراع اول به معناي زندگي كن و در مصراع دوم به معناي به سوي ، جناس تام دارد. بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد بو ، جو و ياد، يار : جناس ناقص اختلافي 6- مهم ترين عيد ايرانيان جنوب غربي است و جشني بوده است كه ايرانيان در روز شانزدهم از ماه مهر مي گرفتند و شش روز طول مي كشيد و به قول ((بندهشن )) مشيا و مشيانه (آدم و حوا) درچنين روزي متولد شده اند ، اين جشن بزرگ شش روز طول مي كشيد ، از روز شانزدهم مهر آغاز مي گرديد و به روز بيست و يكم - كه رام روز باشد - ختم مي شد . روز آغاز را ((مهرگان عامه )) و روز انجام را ((مهرگان خاصه )) مي گفتند . 7- سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم كز نسيمش ((بوي جوي موليان آيد همي )) 8- تفاوت هاي نثرها : را = براي باز رسيد = رسيد در رسيد = رسيده شد . به دست نشود : يافت نمي شود تقديم فعل بر قيد ( جملة آخر ) نان فراخ = نان بسيار به فصل : در فصل / چراخوار : چراگاه /ناو :کشتی جنگی / لشکری را :برای لشکری / بهارگاه :هنگام بهار / شمال : جهت شمال / به دست نشود :به دست نمی آید درس 12 زاغ و مار خودآزمايي ص 89 1- موضوع را متوجه شد ( منظور خسرو را دريافت ) از ظاهر امر پي به باطن برد 2- خردمندان این گونه عمل نمی کنند چرا که فرد عاقل به طریقی به دشمن حمله می کند که خود به خطر نیفتد . 3- خسرو در اين جهان از خداوند عيب گرفته است . سنايي كه مي گويد: ابلهي ديد اشتري به چرا گفت نقشت همه كژ است چرا ؟ گفت اشتر كه اندرين پيكار عيــــــب نقاش مي كني هشدار ؟ 4- الف: آوردن جمله هاي طولاني (اطناب) ب:كثرت كاربرد لغات عربي پ: كاربرد آرايه هاي ادبي ت: استفاده از تركيبات دشوار 5- رشته گران فطرت را در كارگاه تكوين بر تلوين ، يك سرسوزن خطا نباشد. 6- حكايت اول حذف - حكايت دوم : شاه ظاهر بين و متكبر، عيب جو، ظالم ، خرافه پرست ، جاه طلب 7- به معناي ((به )) 8- الف: در زبان حكايت است ، امروز زبان حكايات زبان مردم كوچه و بازار محاوره اي است اما در اين جا زبان اديبانه است - ب: داستان هاي قديمي ايستاست و نويسنده نتايج اخلاقي داستان را در پايان بيان مي كند در حالي كه داستان هاي امروزي پويا و واقع گراست و نتايج آن معلوم نيست و نتيجه با خواننده است . پ: در داستان هاي قديم شخصيت داستان ثابت است در حالي كه در داستان هاي امروزي شخصيت داستان متغير است . ت : در داستان هاي امروزي عناصر داستان مي بينيم اما حكايات قديمي تمثيلي بوده است . 9- 1-به کار بردن "ب" زاید برسرافعال ------بخوردی (خوردی )/بکرد (کرد) 2-کاربرد ماضی استمراری به شکل گذشته -------بخوردی (می خورد ) 3- کاربرد متفاوت واژه ها ---------جان شکر / بازرهانم / مستقبل / بابت و... درس 13 ایوان مداین خودآزمايي ص 93 1-عبر : ایهام 1- پند و عبرت 2- شگفت 3- اشک دیده : ایهام 1- چشم 2- آن چه دیده شده است 2- فك اضافه از آن زمانی که زنجیر ایوان مداین پاره شد . 3- زنجير عدل انوشيروان 4- با آرايه تشخيص يعني زمين به جاي شراب ، خون دل پادشاهان را ... 5- مردن و خاك شدن قدرتمندان نشان مي دهد كه جهان به كسي وفادار نيست و بايد از مرگ آن ها عبرت بگيريم . 6- چون هر انساني كه مي ميرد در دهان او فرو مي رود و سير نمي شود. 7- گفته اند كه گويا منظور از ريختن چهارده كنگره ي كاخ انوشيروان ، رونق و عظمت يافتن اسلام در قرن چهاردهم باشد كه با روزگار ما هم زمان است . ( ظاهراً نوع بيان خودآزمايي اسم كتاب را مي خواهد كه در اين صورت تفسير امام فخر رازي و تفسير طبري ) 8- مفعول مفاعیلن 2 9- هان و دان واژه قافیه ، قاعده 2 درس 14 جدال سعدی با مدعی خودآزمايي ص 99 1- نكوهش توانگر 2- آسايش و خاطر جمعي با فقر به دست نمي آيد . 3- مصراع اول: وصف حال ثروتمندان كه آسايش براي بهتر عبادت كردن خدا دارند مصراع دوم : توصيف فقرا كه به دليل فقرشان آرامش خاطر ندارند و نمي توانند خدا را عبادت كنند. 4- جمله هاي كوتاه : چون ابرآذارند و نمي بارند و چشمه ي آفتابند و بركس نمي تابند . گفتم مذمت اينان روا مدار كه خداوند كرم اند ... تضادهاي فعلي : ابر آذارند = نمي بارند - چشمه ي آفتابند = نمي تابند - سواراند = نمي رانند ايجاز : محك داند كه زر چيست ؟ 5- وقيح . اهل جدال و سفسطه است و درويش نما . سرزنش كننده عيب جو 6- مصراع دوم وصف ميراث خوران مفت خور مي ميرند و آن را براي ميراث خواران مي گذارند . 7- الف: توانگران دخل مسكينان اند و ذخيره ي گوشه نشينان ب: مال مزكا دارند و جامه ي پاك و عرض مصون . پ: دست تعدي دراز كرد و بيهوده گفتن آغاز ، 8- هيچ كدام هردو را نصيحت مي كند زيرا: هر دو گروه را داراي محاسن و معايب مي داند . 9- اگر ژاله هر قطره اي در شدي چوخرمهره بازار از او پر شدي 10- انسان اگر در فقر نيز به سر ببرد نبايد لب به شكايت باز كند و هميشه بايد اميدوار به فضل خدا باشد و گرنه بدبخت خواهد مرد و از رحمت خدا بي نصيب خواهد ماند و اگر ثروتمند باشد بايد هم خود بخورد و هم به ديگر [ سهشنبه 15 اسفند 1391 ] [ 23:34 ] [ adabiyat3 ]
|
||
| [ طراحی : دبیرستان فاطمه زهرا (س) ] [ Weblog Themes By : server2011 ] | ||