فردی خواب دید مردار انسانی را پیش رویش گذاشته اند و به او می گویند: بخور, او گفت :به چه جرمی باید مردار یک انسان را بخورم ؟پاسخ شنید: زیرا نزد تو از فلانی غیبت کرده اند , گفت: به خدا من نه بدی اش را گفته ام نه خوبی اش را , گفتند :ولی تو شنیدی که غیبتش را میکردند و در دل خوشنود شدی .از خواب که بیدار شد تصمیم گرفت دیگر اجازه ندهد تا در حضور او از مسلمانی غیبت شود.
(برگرفته از کتاب خواب های خواندنی از غلام رضا حیدری)